زیباترین هدیه خدا ، رادین پسریزیباترین هدیه خدا ، رادین پسری، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره
پیوند بهار زندگیمونپیوند بهار زندگیمون، تا این لحظه: 17 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

"ב ر نـــــیــــــــــ♥ـــــــــــمـــه راه پاییــــــــز "

... عکسهای رادین جونم در1+12ماهگی ..

1391/9/14 18:16
نویسنده : مامان رادين
296 بازدید
اشتراک گذاری

 

                            

رادین در حال آموزش کار  فنی از بابا محسن

{سه شنبه/16/آبان/1391/7:47 شب} 

البته من دوست ندارم پسرم مثل بابایی مهندس بشه...

تنها آرزوی من برای رادینم ، پزشک شدنه...

اونم یه پزشک معروف و مشهور و کار درست، نه دکتر الکی...

و فقط فقط پزشک جراح "قلب و عروق" و یا " مغز و اعصاب"...

الهی مامان قربون اسمت بشم ، چقدرم به اسمت میاد که دکتر بشی ، دکتر رادین من...

و تا زنده ام تمام تلاشم رو  می کنم تا پسر مفیدی تحویل اجتماع بدم ...«آمـــــــــــیــــــــــن»

 

   

رادین پسری آماده برای دَدَ رفتن و در انتظار آسانسور

{دوشنبه/22/آبان/1391/8:05 شب}

  

   

 

رادین و آشنایی با پدیده ایی به نام شارینا(دختر عموی مامانی)

{یک شنبه/20/آبان/1391/5:01بعد ازظهر/خونه مادر روحی}

که اول ازش رو بر می گردونه...

 

و بعد از مادر روحی می پرسه :"این چیه؟؟؟"

 

اما پسرم سارینا "چیز "نیست!!!!!!

 

 

و بعد بهش دست زدی تا ببینی عروسک نباشه ...

و حالا باهاش ارتباط برقرار کرد ...

و بعداز اینکه خیالت راحت شد که سارینا "چیز " نبود ، رفتی تو سبد اسباب بازیهات و با توپهات بازی کردی...

 

  

به دنبال راه حلی برای آوردن توپ از زیر میز ناهار خوری، که بلاخره نتیجه داد و توپش رو در بیاره از اون زیر...

{جمعه/26/آبان/1391/4:58 بعد ازظهر}

 

 

 

عاشق شعر هایی هستی که قبل و بعد ار اذان از شبکه پویا بخش می شه ...

{جمعه/10/آذر/1391/ساعت 5:57 بعد ازظهر}

 

نام تو ای بهترینم             نقش دیوار دل من

 

آفتاب و ماه از تو             روز و شب تاریک و روشن

 

تو خدای آسمانها             از درون خاک کم کم

 

گل به یاد تو گشاید           پرده از عطر نهانش

 

شب به یاد تو بخواند         داستان های نهانش

 

و شعر

 

آمد اذان آمد اذان                  از روزن دیوار شب

از گنبد نیلوفری                      تا خلوت بسیار من

در هر نسیم بی کران            روحم رها جانم وزان

مستی رسید از هر کجا          آمد اذان امد اذان 

 

و از اون مهمتر ، عاشق اذانی...

امیدوارم وقتی بزرگتر شدی اینقدر صدای دلنشینی داشته باشی تا موذن مسجد بشی و از شنیدن صدات کیف کنم ...

و وقتی به "اشهد ان محمداً رسول الله" می رسه ، بهم نگاه می کنی تا صلوات بفرستم ...

اینم از ناز کردن هات ...

بدون شرح!!!!

{شنبه/11/آذر/1391/2:50 بعد از ظهر }

 

 تهران ، پاساژ

{یکشنبه/12/آذر/1391/ساعت 5:03}

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

رضوان مامان رادین
22 آذر 91 17:11
جیگرتو با اون ناز کردنت.. عاشق اون عکست شدم
باران قلنبه
24 آذر 91 20:10
سلام عزیزم دخترم باران مظفری تو مسابقه محرم اتلیه سها شرکت کرده خوشحال میشم اگه به وبمون بیایی و به لینک مستقیم اتلیه بروید وبه باران امتیاز 5 رو بدهید تا 20 دی مهلت دارید واگر قبلا به کودک دیگری رای دادین بازم میتونین به باران من رای بدهید منتظر کمکتون هستم مرسی ادرس مستقیم اتلیه http://soha.torgheh.ir/festival/festivalPage.php?festival=5